تبلیغات
سکوت فریاد - خنده بر هر درد بی درمان دواست
دارم خوشتیپ میکنم برم سر قرار


.
.
.
تو تاکسی نشستم یه چند دقیقه بعد از اینکه راه افتاد حدودا" داشت با 80 تا میرفت،
دیدم درو خوب نبستم ، درو باز کردم دوباره بستم...

راننده که یه پیرمرد عینکی بود آروم برگشت عقب رو نگاه کرد و با یه لحن باحالی گفت :
کسی پیاده شد؟؟!!!!
یعنی من اون لحظه از شدت خنده داشتم دستگیره رو گاز میزدم
.
.
.
دختره داشت به دوست پسرش آدرس خونشون رو میداد:
میای از در ورودی آپارتمان ، داخل میشی میری سمت آسانسور ...
دکمه طبقه نهم آسانسور رو با آرنج میزنی ....
وقتی اومدی بالا از آسانسور که بیای بیرون سمت چپ خونه منه ....
با آرنج در میزنی و منم در رو باز میکنم ....
پسره میگه: به نظر آسون میاد ولی چرا باید با آرنج در بزنم ؟؟؟
دختره میگه : چی ؟؟؟؟ یعنی دست خالی اومدی دیدنم ؟؟؟
.
.
.

یارو نوشته:
من دیكته این كلمه رو بلد نیستم یكی كمكم كنه
غبراق ، غبراغ ، قبراق ، قبراغ . . . ؟؟

بعد یكی زیرش كامنت گذاشته " ghebragh "

یعنی من عاشق هوش این هموطن عزیزمون هستم ...





طبقه بندی: طنز،

تاریخ : یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 | 03:21 ب.ظ | نویسنده : Admin | نظرات

  • مهم نیوز | ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای
  • کد نمایش افراد آنلاین